Rayen city شهر راين

Rayen راين

سایت راین - اشعاری از مرتضی میرحسینی

بهشت جاودان قصیده ای با 37 بیت شعر سروده 

 آقای مرتضی میر حسینی شاعر راینی باتخلص شهپرمی باشد

دراین قصیده جاهای دیدنی ، اماکن،آثارباستانی شهرزیبای راین ازجمله بزرگترین بنای خشتی بعد از ارگ بم ، کوه هزار وقله زیبای آن باارتفاع  4501 مترازسطح دریا و بزرگترین کوه جنوب ایران وآبشار باصفای هزار  و همچنین مناطق زیبا ودیدنی این شهرتاریخی رامعرفی وتوصیف نموده واز همه علاقه مندان به هنر  وگردشگران  خوش ذوق دعوت به عمل می آید ضمن بازدید از این شهر زیبا وتماشایی در حاشیه کویر لوت  از اسرار شگفتی که در آن نهفته است بهره مندگردد  اطمینان میدهیم که خاطره فراموش نشدنی ارمغان این سفر سیاحتی خواهدبود

 

 

« بهشت جاودان »

 

خوشا راین خوشا فصل بهارش

خوشا ارگ و خوشاکوه هزارش (1)

 

صدای بلبلان و کبک و تیهو

که غوغا میکند در آبشارش (2)

 

شب آرام و بام پر ستاره (3)

همی چشمک زند در شام تارش

 

بیابانهای سبز و خرم و شاد

شکوفه سرزده برشاخسارش

 

درختش سایه افکنده بهرسو

تنیده شاخه  رز بر انارش (4)

 

شجاعت پیشه مردان نیکو

گواه آن شهیدان مزارش

 

زنانی مهربان و با صداقت

حجاب دختران با وقارش

 

طلب کن رحمتی بهر نیاکان

برای دیدن ارگ و حصارش

 

به پاس آن عزیزان هنرمند (5)

تیمم کن توباگرد و غبارش

 

بخوان الحمد و سوره از ته دل

نثار خفتگان در کنارش

 

قد و بالای آن کوه سرافراز

چهل تن  بر سر و برف گدارش (6)

 

گذر کردی به کوهستان  چو فرهاد

به شیرین گو بیا کوه هزارش

 

گل نرگس، گل پونه، گل یاس

کنار آبهای بیشمارش

 

که مدهوشت کند بوی گل آنجا

پراکنده به دشت و کوهسارش

 

رمه بر کوه شده همراه چوپان

صدای لای و لای نغمه بارش

 

اگر بالا روی تا باغ بالا

سر کهن پساب و جویبارش (7)

 

دلت شاد و لبت خندان بگردد

لب آب روان،زیرچنارش

 

زیارتگاه سلطان سید علی بین (8)

برو شیر خدا بنگر منارش (9)

 

عبادت کن تو در شه زید و مسجد (10)

صفا بخشیده قلب غمگسارش

 

بر و ظهر و دو بنگر خالق آباد (12-11)

بخواب آسوده روی مرغزارش

 

به میر شادی و زار  چو ئیه آنجا (14-13)

دوان کبکان خوش نقش و نگارش

 

به با بینی برو از راه سنبل (16-15)

کرفس کوهی آید در بهارش

 

دودران دره ای زیبا و سرسبز (17)

زغن گوید سخن با قارقارش

 

گروه رفتی  درختان گیشیگان (19-18)

صدای آب رودی در کنارش

 

دهات بر قد روداب  تهرود (20)

نمک آید برون از شوره زارش

 

هیاهویی شود  در بند گودر (21)

صدای رعد با سوت قطارش

 

ز صنعت بی نظیر و کار دست,

هنرمندان خوب سخت کارش

 

چنان صیقل زند بر آهن و چوب

که مبهوتت کند نقش و نگارش

 

کشاورزان همه مسرور و شادند

زآب و خاک و رود و چشمه سارش

 

درخت پسته از شادی بخندد (22)

درخت بید مجنون و چنارش

 

به کوهها زیره و آویشن و قارچ

گل ختمی و سی سنبل کنارش

 

شلیل و آلو وسیب و گلابی

به و انگور و انجیر و انارش

 

به صحرا آهوان پر کرشمه

قزل آلا برقصد با ستارش

 

 

سر کوههای گزک و صولت آباد (24-23)

به هر سوی می رمد کبک و شکارش

 

خدا داند  همه زیبائی از  اوست

بهشت جاودان گردیده یارش

 

روا باشد سپاسی و سلامی

دعا بر درگه پروردگارش

 

بنازم شور و حال مرتضی را

که می نا زد به ارگ و آبشارش

 

 

1-کوه هزار-مرتفعترین کوه جنوب کشور   با قامتی ستبر و استوار سرتاسر غرب،شمال غربی وجنوب غربی راین رادربرگرفته وباقله ای زیبا پوشیده ازبرف دارای تپه های سنگی وگردنه هایی پر ازبوته ودرختچه هاوگیاهان مفید دارویی مانند آغ لاله،آویشن،بومادران،پیازو ،قارچهای بسیار مرغوب وکرفس کوهی که مصرف دارویی وخوراکی مردم میباشد

2-درتوصیف زیبایی آبشار راین شعروقلم بیان واقعا عاجز است تنها میتوان گفت که این آبشار دردره بالای روستای ظهرودودر انتهای دره زیبای مشرف بر تپه های رفیع وصاف با آب روان وخنک وباد ملایم ومنظره دانه های قرمز زارچ  توام باصدای آرامش بخش آب وهمچنین سایه درختان بیدوبوته های خوش بووزیبا رافقط میتوان ازنزدیک دیدولذت برد

3-گویندشب های راین به قدری آرام است که اگر در هوای آزاد شمعی راروشن کنیدتاصبح خاموش نمی شود

4-درخت رز-همان تاک یاانگور است

5-ارگ راین-ارگ و باروی راین بزرگترین بنای خشتی بعد از ارگ بم می باشد و  همه روزه پذیرای مهمانان وجهان گردان است .

6-چهل تن –گذرگاه وزیارت گاه مقدسی بالای کوه هزار است

7-کهن پساب –قناتی در باغ بالا

8-زیارتگاه سلطان سید علی- مقبره سیدی جلیل،شریف و از بزرگان سادات کرمان که باده واسطه به امام حسن مجتبی (ع) منتهی میشود این بنا دارای دیوارهای بلند و گنبدی آبی به سبک معماری قدیم دارد.

9- شیر خدا- مقبره امام زاده ابولبشائر هاشم از بزرگان سادات در خیابان اصلی شهر راین  قرارگرفته و با ده واسطه به امام صادق (ع) منتهی میشود و در حال حاضر هر وسیله نقلیه ای که از راین خارج می شود به پاس احترام یک دور این مقبره مطهر را زیارت کرده و بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده و سفر را آغاز میکند

10-زیارتگاه شه زید- مقبره امامزاده زید یا اوطالب موسوی سیدی جلیل و شریف میباشد که با هفت واسطه به امام هفتم شیعیان امام موسی کاظم(ع) منتهی میشود در فاصله کمی از مقبره سلطان سید علی در محله باقر آباد خیابان طالقانی واقع شده است.

11.12-ظهرود و خالق آباد- دو آبادی با صفا بین راین و آبشار هستند

13.14-میرشادی و زاچوئیه- دو آبادی خوش آب و هوا در دامنه شمال شرقی کوه هزار نزدیک به راه بین راین و صاحب آباد و قریت العرب می باشد.

15.16-باب بینی و سنبل- دو آبادی خوش آب و هوا و بسیار با صفا در دامنه کوه هزار و نزدیک به راین قرار دارند

17-دودران- دره ای زیبا با درختان گردو بر لب جوی و رودخانه بین کوههای سرسبز و پوشیده از درختان بید و بوته های جنگلی که تا نزدیکی قله کوه هزار امتداد دارد

18.19-گروه و گشیگان- دو آبادی خوش منظره با آب و هوایی خوش بین راین و ساردوئیه جیرفت در دامنه جنوب شرقی کوه هزار با معادن گوناگون می باشد

20-دهات برقد رودخانه تهرود- دهات اطراف رودخانه که آب آن از برفهای کوه هزار جاری و تا تهرود ادامه دارد که در نهایت به شهرستان بم منتهی میشود ضمنا معادن نمک  بالای کوه قلعه حسنعلی مورد بهره برداری می باشد.

21-گودر یکی از دهات بین راین و بهرامجردبر سر راه بردسیر بوده که از کوهستانی معروف به بند گودر به ماهان متصل میشود

22- درخت پسته-پسته راین که در جلگه های اطراف راین به وفور کشت شده و مغز آن سبزترین و با ارزشترین مغز پسته استان کرمان می باشد

23.24- گزک و صولت آباد- دو آبادی در دامنه غربی  کوههای بین راین و ماهان و همچنین جوپار واقع گردیده است

25- مرتضی میرحسینی- متخلص به شهپر سراینده قصیده بهشت جاودان میباشد میرحسینی فرزند میرحسینخان یکی از وراث میرحسین خان میر حسینی حاکم کرمان که با غزلی به نام موقوفات میرحسینی معرفی گردیده و مقبره این حاکم والا مقام هم اکنون در باغ باصفایی معروف به مشتاقیه کرمان قرار دارد و مرتضی میرحسینی متولد 1323 و در راین متولد و بازنشسته سازمان تعاون روستایی وزارت کشاورزی  میباشد.

 

مرتضی میرحسینی - شاعر

میرحسین خان

میرحسین خان شهریاری بود در کرمان زمین

راد مردی مهربان  با خلق و خوی دلنشین

 

حاکمی والامقام و سروری نیکو سرشت

بخت و اقبالش بلند و عالم دنیا و دین

 

خاک کریمان بود و راین ملک او

قامت سروش تجلی بخش مشک و یاسمین

 

چون بزرگان شهرت او صفحه تاریخ گشت

هفت تا فرزند او همچون پدر از زاهدین

 

از کمال حسن او جن و پری در حسرتند

رحمت او را طلب دارند جمع وارثین

 

میرحسینی ها به عشق او تجمع می کنند

لوح او را در بغل گیرند چون در ثمین

 

با دلی شوریده سر بر آستانش می نهیم

لایق عشقی بود والا و بالاتر از این

 

واقف اموال خود گردید و بخشید از کرم

تا نماند نام نیکش بی نشان در آستین

 

گرچه بخشیده به اولادش همه اموال را

نیک می دانم نبوده قصد او رزقی چنین

 

در گلستانی که می روید در آن گلهای تر

باغبانی می کند خود تا ابد آن نازنین

 

هرچه می نازد به خود شهپر روا باشد که او

طبع شیرینش بود از صنع رب العالمین

 

ادامه اشعار مرتضی میرحسینی